|
|
|
|
شبا خوابتو می بینم....
خواب که نه کابوسه انگار! خدایا کمکم کن..... زندگی واسم شده عذاب....
+
تاريخ دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 21:38 نويسنده نيلوفر
|
چه کسی گفته است نباید عاشق بشوم؟ چه کسی این همه سنگ برسر راهمان می اندازد؟ چه کسی میگوید نباید… نباید… نباید؟ چه فرقی دارد؟ که من سپیدم و توسیاه یا زرد یا سرخ…. بیا همه ی در ها را بگشاییم… همه ی راه ها را باز بگذاریم… بیا دنیای جدیدی بسازیم با هم… چه فرقی دارد؟ که من سپیدم و توسیاه یا زرد یا سرخ…. همه مان انسانیم از یک پدر … یک مادر پدرمان آدم مادرمان حواست… چرا انقدر از من دوری؟ دستانت را به من بیا با هم دنیای جدیدی بسازیم دنیایی بدون مرز…..
+
تاريخ پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 21:26 نويسنده نيلوفر
|
|
|