تبليغاتX
!من نیلوفرم
















!من نیلوفرم

روزی روزگاری.......

ساعت 8:20.

سر جلسه ی امتحان....

ترق تروق ترق تروق و ایضا....!

گویا هوای ایستادن در سر ندارند این جماعت محترمه ی آموزگار!

پچ پچ پچ پچ پچ پچ پچ......

ورورورورورورورور.....

در این هنگام زهرماری! از طرف اینجانب نثارشان می شود!(اگه جرات داری بلند بگو!)

پس از اندکی سکوت!

.

.

.

.

.گویا  سال سرشماری  است امسال.....اما سرشماری به گونه ای تازه و از چیزی تازه!....

از انتهای سالن امتحانات .....

صندلی به صندلی......

ترق تروق دوباره آغاز می شود...

.

.

.

.

دست گرم و پر مهر!ناظم محترمه یک به یک بر سردانش آموزان؛ کشیده میشود!....

سر که بلند می کنی چشمانش را زل زده به خود می یابی!

همه در شگفت و عجب که دلیل این همه توجه چیست؟!

 

در نهایت در می یابی:

 

ناظم زحمت کش و پرتلاش مدرسه ! در حال بررسی و شمردن تعداد ابروان یک به یک بچه هاست!

گویا اندکی برچیده شده اند! وا مصیبتا!

حال چه باید کرد با این جماعت بی حیا و چشم سفید؟

اصلا  شما بگویید:  دختر و ابرو گرفتن؟! دختر و بند انداختن سبیل؟!  (خداوند ببخشایدشان)!

 

 

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 22:3 توسط نيلوفر| |

چشم نیلی

نیلگون چشم فریب انگیز رنگ آمیز تو
چون سپهر نیلگون دارد سر افسونگری
از غم رویت بسان شاخه نیلوفرم
ای ترا چشمی به رنگ شعله نیلوفری

 

رهی معیری

نوشته شده در دوشنبه نهم دی 1387ساعت 0:54 توسط نيلوفر| |

پسر خوب!

 می بینی چه تندتند روزا میگذرن؟!

اون روزا که می گفتم همش بارونه همش غمه...همش گریست؛ گذشتن...

گذشتن اما به سختی...

تون روزا صدای شکستن روحمو شنیدم...

هنوزم تون صدا تو گوشمه، یه صدای گنگ و مبهم

همه می گفتن نیلوفر چرا ناراحتی؟

نمی دونستم چی بگم...

همه یه جوری نگام می کردن،

انگار می فهمیدن چقدر بی تابم!

تو همون روزا بود که شعر( بی تاب تر از همیشه ام) رو نوشتم

پسر خوب !

هر وقت اسمتو می دیدم مو به تنم سیخ می شد...

هر وقت عکستو می دیدم بغض می کردم...

بغضی که واسه نترکیدنش خیلی عذاب کشیدم!

کار خدا رو ببین ،

بعد رفتن تو ...3 نفر دیگه هم رفتن....

7 دی.....

میگن هفت عدد مقدسیه....!؟

رفتن تو ،تو این روز هم حتما حکمتی داشته....

پسر خوب!

حرفام نه دروغن نه شعار.....!

من دوست داشتم...

خیلی هم دوست داشتم...

تو داداش من هم بودی...

بدون که با رفتنت....

شکستم......

 

 

نوشته شده در شنبه هفتم دی 1387ساعت 18:11 توسط نيلوفر| |

خوب ..... چیز خاصی نمی خوام بگم  فقط اینکه فردا تولدمه....

لطفا کادوهامو بذارین زیر درخت ....مثه این آقاهه...!

نوشته شده در سه شنبه سوم دی 1387ساعت 21:11 توسط نيلوفر| |

Design By : Night Melody