|
|
|
|
امشب ترانه می خوانم ؛.... به یاد عشق بازیمان در شب بلند یلدا.....! همان شب که مردم، مرا سبک سر می خواندند و من خود را ، سبکبال حس می کردم.... و چه آرام در آغوش گرم و آرامت، بی توجه به هیاهوی اطراف آرام گرفتم....! آن شب که تپش های قلبت، تنها صدا ، در گوش من بود... محبوب من! شب یلدایی دگر در پیش است! پیشم بیا، که آغوش تو... تنها جای امن دنیای من است! بیا که با هم ترانه بخوانیم....
+
تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 22:52 نويسنده نيلوفر
|
خدا عمر طولانی بده به دکتر محمود معظمی
کسی که باید قدرش رو بیشتر از اینا دونست.... یک انسان واقعا دوست داشتنی...
+
تاريخ شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 1:29 نويسنده نيلوفر
|
تک تک سلول های بدنم دارن ازت معذرت می خوان... به خاطر عشقی که تو لایقش بودی و من ارزونیت نکردم... حلالم کن...!
+
تاريخ جمعه هشتم آذر 1387ساعت 17:28 نويسنده نيلوفر
|
|
|