!من نیلوفرم
خاموش باش...
اين صداييست كه در حنجره ي سخت و بي رحم زمان مي پيچد,
و در اين لحظه كسي نيست كه با كوچكترين احساس به پر پاك شقايق ها بيانديشد.
و كسي نيست كه با نوازش دستانش,
جسم و احساس غبار آلوده مان را بيارامد.
خاموش باش...
اين نگاهيست كه آقاي زمين با دو چشمان پر از آتش و خون به نگاه پر از التماس ما مي دوزد...
و كلاميست كه گل هاي بهاري را ...
تك به تك, از نگاه خسته ي باغچه مي چيند.
اندك اندك چشمهامان بسته خواهد شد.
قبر هامان را كسي پيدا نخواهد كرد.
و همه خاموشند...
نوشته شده در جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت
2:23 توسط نيلوفر| |
| Design By : Night Melody |


