تبليغاتX
!من نیلوفرم

!من نیلوفرم

حرفی نبود برای گفتن این مدت .... تازه اگر شدم بر میگردم

سال نو مبارک

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم فروردین 1390ساعت 18:8 توسط نيلوفر| |

روزی آنقدر به تو نزدیک خواهم شد،

که خدا هم،

  از هم تشخیصمان ندهد!

نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم آذر 1389ساعت 21:25 توسط نيلوفر| |

 این قافله عمر عجب می گذرد
دریاب دمی که با طرب می گذرد
ساقی غم فردای حریفان چه خوری
پیش آر پیاله را که شب می گذرد

 

نوشته شده در شنبه بیستم آذر 1389ساعت 0:22 توسط نيلوفر| |

عطر پونه های وحشی ـ کنار جوی

عطر پیراهن تو را در خود گم میکند...

عسل ـچشم ـ نرگس زمستانی

با رنگ نگاه تو هم اغوش است...

تو نمی دانی،

که شبنمت بودن آرزوی من است!

 

نوشته شده در پنجشنبه هجدهم آذر 1389ساعت 0:42 توسط نيلوفر| |

از من است که بر من است!

این صدای زندانی ،

این نگاه زندانی،

این لبخند زندانی.

و این من زندانی!

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم آبان 1389ساعت 18:27 توسط نيلوفر| |

من!

با شالی از ابریشم بر تن ،

شالی از جنس روح مادرانم،

و شمشیری از گل های لاله در دست !

قرن هاست به نبرد با تو آمده ام

تو!

با دستان پر قدرتت ،

سعی در شکستنم داری!

گر چه  پیروز این میدان نبوده ام

اما ،

شکست هم نخورده ام!

بدان که من ،

 یک زن

 لبریز از صبرم...

 

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم آبان 1389ساعت 17:24 توسط نيلوفر| |

دلم این روزها شمعی روشن می خواهد

که جور مرا بکشد

که به جای من اشک بریزد و

بسوزد!

نوشته شده در یکشنبه نهم آبان 1389ساعت 0:5 توسط نيلوفر| |

گمان نمیکنم  باز روزی

تسبیح به دست بگیرم و زیر لب دعا کنم...

که به یاد ندارم دعا اینچنین اجابت شده باشد...

به قاصدک  دیگر پیام نخواهم داد و به نسیم...

با کاغذ نامه ام قایق نخواهم ساخت و به رودخانه نخواهم سپرد

گمان نمی کنم باز روزی

نیتی کنم و تفالی به حافظ بزنم

که گویا حافظ این روزها  تنها به فکر شاخه نباتش است!

فنجان قهوه را هم  بر عکس نخواهم کرد و

گلبرگ ها را یک درمیان پرپر ...

 

باید از این عادت ها جدا شوم...

 

 

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم مهر 1389ساعت 2:38 توسط نيلوفر| |

بید مجنون مو پریشان کرده از، دیدار تو....!
نوشته شده در یکشنبه هجدهم مهر 1389ساعت 1:45 توسط نيلوفر| |

می خواهم با خاطراتم همراهش کنم،

همراهیم نمیکند!

دوست دارد از خودش بگوید

می گوید،

می شنوم اما ،گوش نمی دهم !

همراهیش نمی کنم!

این کار هر روزمان است

نوشته شده در جمعه شانزدهم مهر 1389ساعت 3:19 توسط نيلوفر| |

Design By : Night Melody